زاویه

زاویه

جهان از زاویــــه ی چشمــ تــو
بر من معنا شــــــد "حـــــــــــ سین"
.
مــــن تـــــو ام
هیـــــــچ و همـــــــه!
.
.
.

پربیننده ترین مطالب

کـــــوچ

دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۶ ب.ظ

مرا میلی عجیب به سفر میخواند

حسی عمیق و گیرا پاهایم را به راه میکشد

و راهی بی پایان را طلب میکند.

دلم "رفتن" میخواهد

همین که "اینجـــا" نباشم

مرا بس.


میلی سرشار به سفری بلند

که هیچ رسیدنی نداشته باشد

چشمهایم را ببندم و در فضایی بی پایان، حرکتی مستمر داشته باشم.

و تنها سکوت را بشنوم.


و فقط رفتن باشد و رفتنــــــ...

آنچنان که هرچه پیش میروم هوا لطیف تر و نورانی تر شود.

و هنوز چشمهایم بسته باشد.

و هیچ صدایی مرا از از حس کردنِ لطافتِ اطرافم جدا نکند.

وقلبم برای این چند مدت، تیـــر نکشد.

نمیخواهم به قلبم و آنچه بر آن گذشت بیندیشم.

هر چه بود گذشت...

"کاش حافظه ام سفید میشد".

سفیدی بی رنگ.


مرا به سفر ببر

سفری برای نرسیدن

سفری برای رفتنـــ ...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدمت دوستان خوبم که دلم بهشون گرمه:

قصد من از این نوشته نه فرار از واقعیت هست و نه سفری واقعی و زمینی رو طلب میکنم.

خواستم بگم مقصود من یه سیر روحی و سفری که بدون هیچ وسیله و مقصدی باشه.

بدون رسیدن..

یه چیز شبیه مرگ.

_ شاید من خوب ننوشتم!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۳
مــ. مشرقی

نظرات  (۱۶)

از این سه بند 
توی بند آخر واقعن خوب تمرگ رو به  یاد آوردی 
و بند اول خیلی خوب کلامت رو حفظ کردی
آورین
پاسخ:
ممنون از توجه و نقد خوبتون. :)

زیبا بود

نصیب و روزی هممون ان شاء الله...

یدونه از توی متن زیادی بود به گمانم!
پاسخ:
ممنون
چی زیادی بود؟
۱۹ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۱ رایحه ی یاس
سلام
با پست جدید منتظر حضور شماییم

http://dar-masire-zan-boodan.blog.ir/1394/07/18
۱۸ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۶ بُتِ بزرگ
یه چیز شبیه مرگ؟
حالا تازه اول زندگیه، نزنید این حرف ها رو!
پاسخ:
چشم :))
موتو قبل ان تموتوا

می شود قبل از مرگ مرد

زیبا بود
پاسخ:
بله ممنون.
۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۲:۱۵ ❤منتـــظر المـهـدی❤
دلم چیزی شبیه مرگ میخواد........
پاسخ:
خدا نکنه، شهادت بخواید.
۱۵ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۹ عبداله سعادت

Khoda havasesh b ma has maiem k cheshamono bastim rah baze chesh ma koor
دیکته زندگیمان پر از غلط است ولی نگران نباش
خودش گفته قبل از نمره دادن اگر پشیمان شوی غلط هایت را پاک میکنم!

صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست وقتی به خدا " پناهنده" می شویم...

خدایا ... نرسان "زمانی " را که برای زندگی، همه چیز داشته باشیم غیر از " زمان"....
لطفا در دیگر وبلاکم با آدرس:saadat52.blogfa.com   آزران وطن من  نیز سری بزنید وکامنت دهید تا با هم لینک شویم.

۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۶:۵۰ پاک باخته
دلم سفر میخواد
سفری به سوی حرم
ثم الی الطریق...
پاسخ:
آرزو میکنم به خواسته تون برسید.
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۵:۵۰ صحبتِ جانانه
آخ چقدر سفر دلم می خواد...

+زیبا بود
پاسخ:
ممنون
متن پاییزی ست
پاسخ:
خوب درک میکنید.
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۳ ❤منتـــظر المـهـدی❤
عالی.
پاسخ:
تشکر
به نظرم این حس رفتن در انسان ها ذاتیه ...
چون همه یه وقتایی واقعا دلشون میخواد برن از همون جایی که هستن ...
.


.
ولی در مورد سپید شدن حافظه !
من میترسم ازش...
خیلی پیش اومده از دست رفیق خنجر خورده باشم ؛
اما...
یه وقتاییی با خودم فکر میکنم حس ِ رفاقتی که بالاخره برای یه مدت بوده خیلی ارزشمند بوده و حیفه فراموش شه...
هر چند که بعدش کارش رو ساخته اون طرف ...
ولی به هر حال ...
دوست ندارم فراموش کنم
پاسخ:
ارزو میکنم لحظه های خوبتون رو فراموش نکنید.
۱۳ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۸ عــ ـاکـ ـف ...
"کاش حافظه ام سفید می شد" .... !
کآش .... !
پاسخ:
اوهوم...
۱۳ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۳ علی رسولان
فرار از حوادث
کار خوبیِ
پاسخ:
منظور من فرار از حوادث نبود.

۱۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۵ بُتِ بزرگ
سفر کردم به هر شهری دویدم/ چو شهر عشق من شهری ندیدم
...
سفری به شهر عشق...

زیبا بود.
پاسخ:
ممنون
۱۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۲۸ فاطیما کیان
زیبا بود 
پاسخ:
خوش اومدین. ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی