زاویه

زاویه

جهان از زاویــــه ی چشمــ تــو
بر من معنا شــــــد "حـــــــــــ سین"
.
مــــن تـــــو ام
هیـــــــچ و همـــــــه!
.
.
.

پربیننده ترین مطالب

تنها در بی چراغی شبها میرفتم
دستهایم از یاد مشعل ها تهی شده بود
همه ستاره هایم به تاریکی رفته بود
مشت من ساقه خشک تپش ها را میفشرد
لحظه ام از طنین ریزش پیوندها پر بود

تنها میرفتم، میشنوی؟ تنها...

من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتاده بودم.
آینه ها انتظار تصویرم را میکشیدند.
درها عبور غمناک مرا میجستند... و من میرفتم تا در پایان خودم فرو افتم.
ناگهان تو از بیراهه ی لحظه ها میان دو تاریکی به من پیوستی.

صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت درآمیخت.
همه ی تپش هایم از آن تو باد، چهره ی به شب پیوسته... همه ی تپش هایم!

من از برگریز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خطهای عصیانی پیکرت شعله گمشده را بربایم.

دستم را به سراسر شب کشیدم
زمزمه ی نیایش در بیداری انگشتانم تراوید
خوشه ی فضا را فشردم.
قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید... و سرانجام در آهنگ مه آلود نیایش تورا گم کردم.

میان ما سرگردانی بیابان هاست.
بی چراغی شبها/ بستر خاکی غربت ها/ فراموشی آتشهاست.
میان ما هزار و یک شب جست و جو هاست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دختری از مشرق زمین
عاشق پروانه شدن با بالهای سوخته
ادبیات ، موسیقی و قلم عضو جدانشدنی زندگی ام
قهرمان زندگی ام "حسین" علیه السلام
مقصودم لبخندِ خدا.