عشـــق علیه الســلامــ
دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ
هو المعشوق
اینکه میدانیدیا نه را نمیدانم.
قسمت هایی از پروژه مختارنامه که مربوط به پیکار حضرت عباس علیه السلام با لشکرِ تا قیامت لعنت شده ی شمر بود
از مجموعه حذف شد. (به دلایلی)
امشب جایی این قسمت ها را دیدم... و چه دیدنی...!
حریفش نبودند که از پشت خنجر و نیزه زدند.
من دیدم عباس علیه السلام چقدر شجاعانه به دل لشکر میزد، دیدم چطور دلبری میکرد از برادرش!
من دیدم عباس علیه السلام چطور مشک را با هزار امید پر کرد...
دیدم چطور به سوی خیمه رفت...
من امشب دیدم عباس عشق علیه السلام چطور میدوید...
من دویدن هایش را به سوی خیمه دیدم!
من گام هایی ک به بلندای خورشید برمیداشت را دیدم...
من دیدم چطور به دستهایش تیر زندن
من دیدم دستهایش به زمین افتاد
من دیدم مشک پاره شد
من دیدم عباس علیه السلام به زمین افتاد! گویی کوهی به زمین افتاد!
من امشب فهمیدم عباس عشق چطور ناامید شد...
دلش شکست که نشد دل برادرش را شاد کند
من دیدم و چه دیدنی...
برخی صحنه ها را چشم میبستم، توان دیدنش را هیچکس ندارد!
امشب تمام معادلات ذهنی ام بهم ریخت...
من امشب فهمیدم عشق چیست!
امشب عقل من تا سر حد جنون رسید...
دیگر حتی دلم نمی آید برای خواسته های پوچم خدا را به ناامیدی دلِ عباس قسم دهم.
من عاشق عباس شدم
بیشتر از قبل... بهتر از قبل.
_ وقتی دیگر آب خوردن هایم با اشک و درد و خجالت و بدبختی ست!

مگر یک مرد چقدر می تواند مــــــَرد باشد!
9/محرّم/1438
_عکس: مــ. مشرقی
_عکس: مــ. مشرقی
۹۵/۰۷/۱۹